December 14, 2007


آنتی بیوتیک آدمو شبیه بچه میمون می کنه !!
بله درسته من الان شبیه بچه میمون شدم



برای آن خوشحالی ها که با من نماندند
دلم برای همه آن روزهای پر از بوی مور خالص برای همه آن عشق بازی های نان استاپ و برای تو که مدتی است از انتقام گیری های مردانه باز گشته ای بسیار بسیار تنگ شده است.



دیگر دست خودت نیست بازی سنگینی با تو شده بود و در میان انبوهی از تفکرات مخروبه ذهنت را به بیماری کشاندند. تقاص را سلول های مغزت پس می دهند که کاملا با دیوانگی ها آداپته شوند. این آدمها دیگر نمی گذارند در لابلای این غبار چشمهای وحشی حتی همچون پایه های یک وحشت قدم برداری و یا اینکه بخواهی انتقام بگیری از آنان که زیبایی هایت را ربودند وبا کبودی های زیر چشم هایت به تو نشان دادند که دیگر نباید فراموش کنی که حتی دوست داشتن هم تقاص دارد.



باشد می گذرد این مچاله شدن ها بلاخره ما هم خدایی داریم......



قطعا جز آن دسته از انسانهایی خواهی بود که بزودی به گل قالی می نشینی ، آنگاه من سری به سمساری های قدیمی ات می زنم




آن پیکره را باز می تراشند - همگی عزمشان راجزم کردند و می تراشند ، گویا مردمان این شهر همه پیکره تراشند - جسم را ، روح را همه چیز را می تراشند.



وقتی چشم ها را می بندم فقط دایره می بینم ، دایره ها می چرخند و قهقهه می زنند من چیزی نمی دانم و می چرخم .
کماکان به دنبال آرامش در کلمات تو می گردم ولی حرفهایت حرکت دورانی ام را سریع تر می کند گویا تو هم دایره باز بوده باشی.



ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟؟




Yani che?? - Ostad Shajarian
Save Target As



و باز من در این گوشه سرد نشسته ام و خود را با سرمای این زمستان سرماخورده آداپته می کنم تا بلکه این زمستان از سفیدی اش مقداری با سیاهی های من ترکیب کند آنوقت می دانی چه رنگی می شود یک خاکستری خوشرنگ که به شلوار جینم خیلی میاد.



می دونی من چه جوری خواهم مرد؟؟
نه جونتو؟؟
سکته قلبی
نه بابا !!



می خوام برم دستکش بخرم
به سلامتی از کجا می خری ؟؟ درسا یا چرم مشهد؟؟
نه بابا از سوپر سرکوچمون می خوام رخت شویی کنم :))
یعنی تریپ کلفت مآبیه.... :P
اوهوم



می پرسد : حالت چطوره؟؟
جواب می دهم : خوبم
ولی خوب نیستمممممممممممممممم



همه اش را ازت باز پس می گیرم ، کی اش زمانی است که کاملا با تو آمیخته شده باشد. این کار فقط برای این است که بدانی کسی اینجا دلتنگ شده است.



دانسه دانسه ...
رقص های باله وار ، حالت تعادلی روی پنجه ی پا رقصیدن، چرخیدن و عروسک وار دستهای تو را گرفتن و روی یک پا رقصیدن جز حالت های اروتیکی است که ذهن را به خیمه شب بازی های شبانه وا می دارد. گاه می شود در نقش یک عروسک خیمه شب بازی رقصید و با گریم های عروسکی در نگاهت خندید. فقط حیف که نمی شه فهمید که چقدر قند تو دلت آب می شود.



بدسگالی روزگار



اگر روزی دیدی که از توی قلبت صدای تاپ و توپ میاد اصلا نگران نشو مشکل قلبی پیدا نکردی اون منم که دارم توی قلبت واسه خودم یه کلبه می سازم.......
حالا جونه عمت هر کی هستی بیا خودتو معرفی کن من تسلیمم هر چی تو بگی فقط خیلی داری به قلبم فشار میاری ، قفسه سینمو از جا در آوردی کلی هم خرج گذاشتی رو دستم و منو به سمت اکوی قلب داری می کشونی.



آنچه عالم را به تحرک وا میدارد عشق های کامروا نیستند بلکه شیدایی های بدفرجام و بی سر انجامند.


گابریل گارسیا مارکز



شهر قصه - بیژن مفید


نه ديگه اين واسه ما دل نمي شه
هرچي من بهش نصيحت ميکنم.
که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمي شه.
مي گه يا اسم آدم دل نمي شه .
يا اگرشد ديگه عاقل نمي شه .
بهش مي گم جون دلم ،
اين همه دل توي دنياست، چرا
يه کدوم مثل دل خراب صاب مرده ي من ،
پاپي زنهاي خوشگل نمي شه؟
چرا از اين همه دل ،
يه کدوم مثل تو ديوونه ي زنجيري نيست؟
يه کدوم صبح تا غروب ،
تو کوچه ول نمي شه ؟
مي گه يك دل مگه از پولاده ،
که تو اين دوره زمونه چشاشو هم بذاره ،
هيچ چيزي نمي بينه،
يا اگر چيزي ديد،خم به ابروش نياره ؟
مي گم آخه بابا جون ،
اون دل پولادي ،
دست کم دنبال کیف خودشه .
ديگه از اشك چشش ،
زير پاش گل نمي شه .


- شهر قصه قسمت اول برای دانلود
- شهر قصه قسمت دوم برای دانلود
- شهر قصه قسمت سوم برای دانلود
- شهر قصه قسمت چهارم برای دانلود
- متن کامل برای دانلود



خیلی خستم!! دلم می خواد جم کنیم بریم فقط باهم خوشحالی کنیم
همه چی تعطیلللللللللللللللللل......



سفر ايستگاه
قطار می‌رود
تو می‌روی
تمام ايستگاه می‌رود


و من چقدر ساده‌ام كه سال‌های سال در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده‌ام و همچنان به نرده‌های ايستگاه رفته تكيه داده‌ام !

و باز سمفونی زندگی مرا می خواهد بنوازد
صدایش صورتم را نوازش می دهند
آرشه های پیانویش در کنارم می رقصند و نوید می دهند
گیتاریستش گیتارش را بی هوا می نوازد و برایم سر تکان می دهد
سمفونی اش مرا به تنهایی روزهای قشنگ و بی سرود نزدیک می کند
باز به سراغ من آمده است آن روزهای اوج با خود بودن
باز به سراغ من آمده است آن روزهای خود را در آیینه بوسیدن
آه باز من ماندم این دختر خانم، آه باز من ماندم و این دخترخانم



گیس بریده خواستنی یه بوس بده !!



امروز ملاقات دارید...
تنهایی شما به دیدارتان باز آمده است.



من
تجسمی کامل از ررنج و درد مادرم هستم
که عاشقانه هایش را
در کشاکش زندگی گم کرده است...

مادرم دلتنگی هایت را شب ها حتی به ما هم نمی گویی
ماه بانوی خانه ما – ماه بانوی خانه ما
بر صبرت بوسه می زنم بر دستانت بوسه می زنم



پدر کاش داستان من و تو اینگونه تموم می شد.....
دخترکم!دلم برای نگاههای معصومانه ات تنگ شده است .برای وقتی که تو را در آغوشم میگرفتم و تو با چشمان سیاهت معصوم و بیگناه به من خیره میشدی.برای آن تن کوچک و نرمت که بوی بهشت میداد.برای دستان کوچکت که انگشتانم را محکم در بین خود میفشرد.
دلم برای نگاه کردن در چشمانت تنگ شده است.برای وقتی که با بازیگوشی به رویم لبخند میزدی.برای سرخی گونه هایت که انگار از گلبرگهای گل سرخ رنگ گرفته بود.
تو را کجای ذهنم به فراموشی سپردم؟تو را چه کسی از من دزدید؟
دخترکم!اگر کنارم بودی،در آغوشت میگرفتم و برایت لالایی میخواندم.برایت قصهء آن شاهزادهء مهربان را میگفتم که دخترک قصه را از دست دیو سیاه نجات میداد.
تو را در بستری از گلهای سپید یاس میخواباندم،به ابرها میگفتم برایت سایه بان باشند،و به چلچله ها میگفتم رؤیای شیرین تو را با نغمه هایشان بر هم نزنند.
دخترکم اگر تو اینجا بودی،به نسیم میگفتم همیشه بوزد تا گرمای خورشید تن لطیفت را تبدار نکند.من برایت از ماه قصه میگفتم،از عشق،از نور ،از مهربانی.
و آنقدر نوازشت میکردم تا آرام به خواب فرو روی و هر صبح آنقدر بر تنت بوسه میزدم تا آرام آرام بیدار شوی.
دلبندم!من اجازه نمیدادم هیچ چیز در این دنیا بلور نازک دلت را بشکند،اجازه نمیدادم غم، پا به خانهء شیشه ای دلت بگذارد.
دختر کوچکم،تو تکه ای از وجود منی،تو تنها دلخوشی من در این دنیای سیاه و تاریکی،تو تنها امید منی.کاش میدانستم تو را چه کسی از رؤیاهایم ربود.دلم برای ابریشم موهایت تنگ شده نازنینم. دیشب تو در آغوش چه کسی به خواب رفته ای؟


پرنده ها را ، خدا را ، شمس را در این آیینه بینهایت می سپارم به چشمان مولانا...
تالار وحدت فقط وسیله پذیرایی از خاطره ها را رقم می زند، دستمالت را بده اشکهایم به اختیارم نیست.



Shams Parandeh
Save Target As