اگه یه روز خواستی بری
برو
آزادی
ولی یادت باشه
برا همیشه باید بری
شهر شما مرا به آتش کشید
قلبم را ربود
و خاکسترم را بر باد داد .....
کاش آتش بدون دود بودم
نادر ابراهیمی دوباره مرا می نوشت
سولماز یا هلیا برای او چه فرق می کرد
شاید باری دیگری در شهر شما مرا می نوشت
باری دیگر شهری که دوست می داشتم
برایش تکرار می شد
ولی
گاهی وقت ها من میبینمش
درست اینجا روبروی من ایستاده
چشمهایش دایره دارند
گاهی هم نگاهش دایره ها رو قهقهه می زند
گاهی هم به سمت من می یاد
می خواد مثل همیشه لپم رو گاز بگیره
و من بهش می گم باز وحشی شدی ؟
یه دفعه یادم می یاد براش نوشته بودم :
وحشی
اما
آرام
آرام
.
.
مسافری به هند
ساکن نیو دهلی
لیست انتظار سفارت کانادا
زندگی طولانیه ، شاید هنوز زمانش نرسیده ....
پانویس : آخره هر چیزی خوب میشه ، اگه خوب نشد بدون هنوز آخرش نشده !!
چارلی چاپلین
حتی احتمال هم نمی دادم
که دلم اینگونه روزی
سخت دلتنگ نزدیک ترینم شود
آن هم در آن گوشه دنیا
با سوتی که خود اینجانب داده بودم برای مدتی وبلاگ در اوت بسر می برد
حال به حالت قبلی برگشته فقط یه خورده دو ماه اخر بهم خورده است
باز هم جای شکرش باقی است
از ادکلن تو خریدم ، دیشب بالشم را پرکردم از عطر تو
تا صبح خوابم نبرد ...
نرم نرمک رخنه کردی به تمام وجودم و من ندانستم ....
گوشه تنهایی و ازلت ، امن ترین گوشه دنیا ....
دوباره مهر آمد و دلتنگی هایش
کاش هنوز کلاس اول بودم
لی لی و گرگم به هوا هوا زمینه
نمی دانستم که این بار من گرگ می شوم
و تو چشمهایت می بارد
گرگ باران دیده می شوم
و تو برای همیشه می روی
حال افسوس می خورم
نه تو را می بینم ، نه خیسی زمین را ، نه گرگم به هوا ...
کاش آنروز برای همیشه توبه کرده بودم
تا دیگر دلم هوای تو را نکند
بلاخره طلسم آسمان شکست و از دیشب می بارد ، شاید فقط برای دل من .....
تو و معشوقه هایت در یک خانه شیشه ای همگی پر پر شدید
گویا تو و معشوقه هایت هیچگاه نسبتی نداشتید
هنوز هم فکر می کنی کسی نمی داند
افسوس که طشت رسوایی ات به زمین خورده است
و انگار خودت هنوز بی خبری
یک هفته در خانه جان دادم
هفته بعدش در بیمارستان جان دادم
و حال دوباره در خانه هستم ولی نه در حال جان دادن
پس چی ؟
استراحت مطلق