February 19, 2011

ما می جنگیم برای یک لحظه آرامش
سالها مقاومت می کنیم برای یک لحظه آرامش
روزها اشک می ریزیم برای یک لحظه آرامش
کاش آرام بگیریم برای لحظه ای برای لمحه ای
برای بک لحظه آرامش ..


February 18, 2011

نوشتن درد می خواهد
سوز می خواهد
آه می خواهد
ناله می خواهد
گاهی !
فکرم به این می رود
چه دردی
سوزناک تر از درد نبودنت
وقتی اینجا نیستی
وقتی تو را می خواهم
در این سکوت مرطوب چشمانم
وقتی می بارد
آرام
آرام


February 15, 2011

باز برایت تار می زنم
ساعت ها ، روزها و سال ها
برایت تار می زنم
سکوت می کنم
برایت زار می زنم
می نویسم زین پس برایت سال ها
برایت
برایت
برای یک لحظه لبخند لبانت
کاش عشق هم بداند
من از روی تو برآمده ام
کاش عشق بداند
کاش تو بدانی
کاش این آتش بدانی
من برایت می سوزم
سال ها
روزها
و ثانیه ها
.
.
.


امروز دلم می خواست
از چشم های تو ببینم
دلم امروز می خواست
از لب هایت بگویم
امروز دلم می خواست
از دست های تو بگیرم
ولی
حالا که نمی شود
تو بیا از چشم های من ببین
تو بیا از لب های من بگیر
تو بیا از دست های من بگیر
این خنده ها را
این گریه ها را
ولی
لبخند بزن برای چشم هایم
آرام بگیر در دست هایم
اینجا بشین
جایی بین من و خاطره
تا برایت سبوی بیارم
و باده بگیرم


پانویس : آرامش


روزی من می میرم
در آرزوی یک لحظه آرامش ...
شاید
جایی بین دست ها و خنده هایت
جایی که به آتش می کشد
از نگاهت
شاید روزی من آنجا بمیرم
برای یک لحظه آرامش
شاید برای تو !


تمام این روزها
تمام این شعرها
تمام این حرف ها
قبل از اینکه من بگویم
فریاد می زدند
بلوایم کردند
رسوایم کردند
تو نشنیدی
و چشم به لب من دوخته بودی
من خاموش بودم
ولی چشم هایم
همه این روها
همه این شعر ها
قبل از اینکه من بگویم
فریاد می زدند

پانویس : چشم دل


وقتی حتی تو برام غریبه ای
سر رو شونه های بارون میزارم


پانویس : ایتز رینینگ دیپ هیر ، لایک هیوون


February 10, 2011

Accepting the way things are (instead of the way you want them to be) is wise today. Even if every little detail doesn't quite add up, your overall plan will work out well. So don't let yourself get stressed out by missing people or uncertain information. You'll get a lot more accomplished if you just accept things the way they are and start working with what you have.
Friends will be open to filling in the holes and helping you patch together enough of a solution to keep you busy for a while. A romantic prospect needs some encouragement, so smile more often!


از آخرم مثل همیشه میشه از این طرف مونده و از اون طرف رونده ...


من از فراز کوههای شما نبودم
من از آب جاری رودخانه های شما نخورده بودم
ولی من
از دیار سرد و خشک چشمهایت آمده ام


I don't know how much more I should suffer, I am totally ruined and f...


February 8, 2011

Since the time that Imran khan got married, I am not his fan anymore


February 4, 2011

هنوز هم ناشناسی
ولی حرف هایت دلرباست


Still you are an stranger for me
But your speech is too much charming