April 21, 2012

امشب
می گریم در سکوت دست های تو
دست هایی که هیچ وقت مرا به سخره نگرفت
دست هایی که عطر اقاقی را به ارمغان آورد
وقتی که چشمهایم
برای هر لحظه نبودنش
هزار بار گریست
طاقتش بی طاقت تر از باد شد
و به هر سوی پر کشید و بی تابی کرد
و امشب
میلاد اقاقیست
.
.
.


April 15, 2012

همیشه انقدر درد هست
که مرا به نوشتن بیاورد
اینکه مدتیست نمی نویسم
شاید دنبال التیام هستم !


April 1, 2012

آنقدر مرا مطعوف نگاهت ساخته ای
که گاه و بیگاه نمی دانم
کاش می شد که از نگاهت نوشت
شاید از رویای نگاهت نوشت
..